ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

844

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

روايت همچنان پايدار است و كسى كه بخواهد بتصحيح ديوانها بپردازد با مشكلاتى روبرو نميشود و راه براى جويندهء آن باز و كار وى آسان است ، زيرا چنان كه ياد خواهيم كرد بازار دانشها و هنرها در آن سرزمين با رونق است ، ولى خوشنويسى [ 1 ] و خط نيكى كه در آنجا براى استنساخ باقى مانده است ويژهء مردم ايران است و از خطوط آنان بشمار ميرود ، ليكن در مصر كار استنساخ كتب مانند مغرب فاسد شده و بلكه از آن سرزمين هم تباه‌تر گرديده است ، و خدا بر كار خود غالب است . فصل سى و دوم در فن غناء ( آواز خوش ) اين هنر عبارت از آهنگ دادن به اشعار موزون از راه تقطيع آوازها بنسبتهاى منظم معلومى ( در علم موسيقى ) است كه بر هر آواز آن هنگام قطع شدن توقيع [ 2 ] كاملى پديد ميآورد . و آنگاه يك نغمه ( آواز خوش ) تشكيل مىيابد ، سپس اين نغمه بر حسب نسبتهاى معينى با يك ديگر تركيب ميشوند و بسبب اين تناسب چگونگى خاصى كه از آن در اين آوازها بوجود ميآيد شنيدن آنها لذت بخش ميگردد ، زيرا در علم موسيقى بيان شده است كه آوازها داراى تناسبات خاصى هستند چنان كه آوازى

--> [ 1 - ) ] در « ينى » بجاى خط ، ( حظ ) است كه چنين مىشود : ولى بهرهء نيك نوشتن . . [ 2 - ) ] توقيع در لغت چنان كه در منتهى الارب آمده بمعنى نوعى از رفتار اسب شبيه تلقيف است و آن بلند كردن است دو دست را ( منتهى الارب ) . و اگر اين كلمه تحريف ايقاع نباشد باز هم ميتوان گفت در تداول مغرب بمناسبت همين معنى كه با « گام » مناسبت دارد آن را بجاى « ايقاع » به كار ميبرده‌اند و ايقاع يا « گام » در موسيقى مبحث مفصلى است . خواجه نصير گويد : در علم ايقاع از صناعت موسيقى مقرر شده است كه حدوث اوزان از نقرات متتابع باشد و از سكونات متناسب كه ميان نقرات افتد و چون خواهند كه از آن عبارت كنند بازاى نقرات حروف متحرك ايراد كنند خاصه حرفهائى كه از اطلاق نفس از مخرج آن حرف بعد از حبس تام حادث شود مانند تاء و طاء و به ازاء سكنات حروف ساكن تواند بود مثلا گويند تن تن . و اما در وزن شعرى حروف متحرك از هر جنس كه باشد بجاى نقرات باشند و حروف ساكن بجاى سكنات ( معيار الاشعار ، ص 11 ) .